تبليغاتX
صفر و یک

صفر و یک

برای رسیدن به حقیقت از واقعیت شروع کردم

 

راستش مي خواستم ديگه اينجا  چيزي ننويسم و مي خواستم

 اين وبلاگ وحذفش كنم ولي تنها چيزي كه مانع شد

 اين بود كه حرفهاي دلم رو ديگه جايي نمي تونم بنويسم

خيلي سخته به زبوني حرف بزني كه ديگران نفهمن

دارو به سالي كه گذشت فكر مي كنم و به تمام چيزهايي

كه در مقابل خرج كردن يك سال از عمرم دستم اومد

فقط مي دونم كه تا به حال مغبونم

اميدوارم در اين سال جديد بتونم رو سوي كمال بگذارم

عزيزاني در اين سال گذشته از دست دادم

 در كل سال خيلي سختي بود درتقويم زندگي من

 با اين حال چشمم به اين سال جديده

سالي كه هنوز شروع نشده و من حس خوبي بهش دارم

از طرفي حس دلتنگي داره وجودم رو مي خوره

به قول معروف

دل بي تو چو مرغيست كه ببرند سرش را

برگردد و بر خاك زند بال و پرش را

شدم مثل مرغ بسمل

دلم بد رقم گريه مي خواد

سال خوبي داشته باشيد

آرزوي من براي سال جديد دراين چند خط


دلم می‌‌خواست : دنیا خانهٔ مهر و محبت بود

دلم می‌‌خواست :مردم،در همه احوال با هم آشتی‌ بودند.

طمع در مال یکدیگر نمی‌‌کردند

کمر بر قتل یکدیگر نمی‌‌بستند.

مراد خویش را در نامرادی‌های یکدیگر نمی‌‌جستند

از این خون ریختن ها،فتنه ها،پرهیز می‌‌کردند

چو کفتاران خون آشام،کمتر چنگ و دندان تیز می‌‌کردند

مگو این آرزو خام است

بیا تا ما: فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

به شادی:گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم


 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت19:5توسط سید | |